ورژن حدید دي وي دي ترانه هاي سبز (1/5) شامل ترانه هاي سبز از شماره 1 تا 495 (2.1 گيگابايت شامل 620 ترانه )به همراه نماهنگ هاي بسيار زيباي سبز (2/1گيگابايت شامل 145 نماهنگ) آماده شد. با توجه به افزایش تعداد ترانه های حجم تعدادی از نماهنگ ها کم شد . در اين دي وي دي جديد نماهنگ دلتنگی (راه سبز را زندگی کنیم) افزوده شد. هموطناني كه مايلند، اين دي وي دي را دريافت كنند كافيست آدرس كامل خود را به ايميل jsm1388@gmail.com بفرستند تا با رعايت تمام مسائل امنيتي براي آنها ارسال گردد. برای تمام درخواستهای جدید ، این ورژن از دی وی دی ارسال شده است.
نمی ترسم نمی ترسم نمی ترسم
از این تکرار خون و آتش و فریاد
مرا عادت شده داغ عزیزانم
بگیرم داد خود از دست این بیداد
از آن خانه که دست تو امانت بود
فقط یک خاک خون خورده بجا مانده
تو را شرم و حیایی نیست ای دژخیم
برو از خاک من مهمان ناخوانده
برو ای قاتل گلبرگ فرصت رفت
تو را در این دیار عشق جایی نیست
تو را از روح سهراب و نداهامان
تو را از داغ دلهامان رهایی نیست
مرا منشور کوروش خشم خرمدین
مرا عرفان مولاناست در سینه
من از جنس اوستایی نیکی هام
نمی خواهم تو را ای دیو بد کینه
من از آرش تو را تیر و کمان دادم
تو قلب من زنی آتش به تیر من
تو را من بر سر این تخت بنشاندم
تو را من از دل این خاک برچینم
ترانه سبز و زیبای در گریزند اجرای سنتی از شعر در گریزند برای جنبش سبز ایران
متن ترانه:
در گریزند از من و یاران من
دزد عشق دزد جان دزد نور و آسمان
در پناهند با من ایمان من
میهن و شبهای یاران
خلوت این مردمان
آشنا با آتش خشم با غم و دلواپسی
آشنایم
آشنا با کوچه های بی کسی
در گریزند از من و یاران من
دزد عشق دزد جان دزد نور و آسمان
در پناهند با من ایمان من
میهن و شبهای یاران
خلوت این مردمان
ترانه سبز عاشق ایران آزاد ترانه ای زیبا با شعری زیبا از دوستان سبز و گرامی خواهشمندیم اگر نام خواننده و شاعر این ترانه زیبا را میدانند کامنت بگذارند.
متن ترانه:
از شدت جهل و جنون
ببین که به دیگر جان لبم آمد کنون
خشمم گشته ژرف و فزون
از این حربه حقه و ای بیداد دون
ای هموطن همبخت من
ای عاشق ایران آزاد
ای هم وطن هم بغض من
دل بسته ایران آباد
رنگ سفید پرچم ما
نشانه امید و صلح
که شلاق ستم
با خونت آذین کند آن
از همت خاشاک و خس
برشده میهن و میبالد به ان همه کس
صف در صف همه تازه نفس قلدران را گوییم
تقلب دیگر بس
ای هموطن همبخت من
ای عاشق ایران آزاد
ای هم وطن هم بغض من
دل بسته ایران آباد
رنگ سبز پرچم ما
نشانه اندیشه های شاداب و جوان
که شلاق ستم با خونت آذین کند آن
هزاران سال پیش با صد کرور یار خویش
به خون با عمر و چاه
ایرانی موندم جاودان
ایران من و یاران من
دشمن صفت رنگ سرخ پرچم ما
نشانه بیرحمی خصم و جرات تو
که شلاق ستم
با خونت آذین کند آن
ای هموطن همبخت من
ای عاشق ایران آزاد
ای هم وطن هم بغض من
دل بسته ایران آباد
ترانه سبز لالا کن ندای نازنینم کاری از پوررنگ آزاد به یاد ندا آقا سلطان ندای ملت ایران
متن ترانه:
لالا کن دختر دل خسته ی منلالا کن بی صدای خسته ی من لالا کن ای ندای نازنینم لالا کن بانوی ایران زمینم تو رفتی و هزاران گل در اومد تو رفتی و دیگه صبرم سر اومد تو رفتی و دل صد پاره ی من پر از غصه ، از این سینه در اومد
نگاه نازنینت پر ز خواهش نگاهی که نبوده اهل سازش به خواب آروم که خورشید توی راهه امید و روشنایی از پس شوم سیاه لالا کن دختر دل خسته ی من لالا کن بی صدای خسته ی من لالا کن ای ندای نازنینم لالا کن بانوی ایران زمینملينك دانلود: براي دانلود فايل صوتي اينجا را كليك كنيد.
ترانه سبز و شعرخوانی محمد رضا عالی پیام (هالو) که به مناسبت انتخابات سروده واجرا شده است.
متن ترانه:
جون خودم اگه بگن هالو گل سرسبده بگن رو دستش تا حالا هیچ شاعری نیومده تموم ریزه کاری طنز رو فقط اون بلده میگم که این کارها دیگه قدیمیه کپک زده من که دیگه رای نمیدم، میخوای بده میخوای نده
اگه بیان جوازمو دوباره حاضر بکنن فیلمهای توقیف شده رو پروانه صادر بکنن دفترم رو باز بکنن صدر دفاتر بکنن کتابهام رو چاپ بکنن یا منو ناشر بکنن بهم بدن یه وام تبصریه خارج از رده من که دیگه رای نمیدم، میخوای بده میخوای نده
اگه کرایه ور بیفته تاکسی مفتکی بشه تو مترو واسه هر نفر یه واگن تکی بشه دمکراسی جانشین سیستم زورکی بشه اصلا رییس جمهورمون آقای متکی بشه بگن که این رفته و اون یکی روی کار اومده من که دیگه رای نمیدم، میخوای بده میخوای نده
اگه بیان رو پشت بوم هر خونه دیش بزنن مثل یه دولت قوی بیان و پا پیش بذارن برا گوگوش و داریوش برنامه تو کیش بذارن یا اینکه کنسرت قمیشی توی تجریش بذارن امر به معروف نکنن که این خوبه یا اون بده من که دیگه رای نمیدم، میخوای بده میخوای نده
بگن که دختر پسرا با هم بیان با هم برن هفت روز هفته تو خونه پارتی و مهمونی بدن برقصن و بخونن و بلمبولن بجنبونن با همدیگه خوش باشن و شوخی کنن تا میتونن نوار ساسی گوش بدن یا بندری یا هایده من که دیگه رای نمیدم، میخوای بده میخوای نده
صبح که میشه در بزنن مفتکی صبحونه بدن یه کاسه کله پاچه با سنگگ شادونه بدن بنزین تو ظرفهای بیست لیتری در خونه بدن به کچلها کلاگیس و به مودارها شونه بدن امضا بدن وعده هاشون قلابی نیست صدی صده من که دیگه رای نمیدم، میخوای بده میخوای نده
اگه بیان تهرون رو بدن بدست کارشناس در اختیارش بذارن صدتا تریلی اسکناس اونم بیاد عوض کنه سیستم شهر رو از اساس جوری که اشتباه کنن همه با شهر لاس وگاس بازم میگم اینا همش حقه است و دوز و شعبده من که دیگه رای نمیدم، میخوای بده میخوای نده
بگن که دخترا بیان قلیون مفتی بکشن تموم دختر پسرا به همدیگه آب بپاشن اونجوری دوست دارن بشن اینجوری دوست دارن باشن هیچکی نگه واه که چقدر این جوونها تن لشن به هم بدن اس ام اسهای پ نه پ یا د نه د من که دیگه رای نمیدم، میخوای بده میخوای نده
اگه بگن هرکی میخواد اللی تللی کنه هر کس که میتونه کودتای مخملی کنه یاور درویش بشه و همش علی علی کنه اصلا بیاد بجای ما تکیه به صندلی کنه از این به بعد وزیر میشه هرکی که کار رو بلده من که دیگه رای نمیدم، میخوای بده میخوای نده
اگه سیاستمدارهای متفاوت بسازن زندونها رو خراب کنن به جاش توالت بسازن از صورت زندونیها یه دونه ماکت بسازن بعد تو موزه ببرن یه غرفه ثابت بسازن از اونها اسطوره بسازن این هوا و این قده من که دیگه رای نمیدم، میخوای بده میخوای نده
اگه بیان بگن حجاب رو بیخیالش بشینو یا دوباره نشون بده بدون سانسور اوشینو گسی دیگه نگه کجا وایسا چجوری بشینو کسی دیگه نگرده صندوق عقبهای ماشینو بگن که آستین کوتاه ولله نداره مفسده من که دیگه رای نمیدم، میخوای بده میخوای نده
اگه سیاست یه طرف دین یه طرف جدا بشه سانسور و این مسخره بازیها همش دیگه رها بشه اگه تو هر محلهای چندتا کاباره وا بشه کنار دریای خزر عین زمون شاه بشه تو هر کوچه پس کوچه جای سوپری یه میکده من که دیگه رای نمیدم، میخوای بده میخوای نده
اگه بیان بگن آقا هرچی تو میگی همونه ماهی سه میلیون و دویست تومن بدن به هر خونه منم میگم پول چی چیه؟ ملا چرا فراوونه؟ اینهمه ملا برا چی ولو تو کل ایرونه؟ اونام بگن که جای ملا توی قم یا مشهده من که دیگه رای نمیدم، میخوای بده میخوای نده
اگه بگن هر کی میخواد لباس رنگی بپوشه قرمز و سبز و صورتی، پوست پلنگی بپوشه بدون مانتو شلوار لوله تفنگی بپوشه برقصه و قر بده و دامن تنگی بپوشه بگن تموم مشکلات از روسری و چارقده من که دیگه رای نمیدم، میخوای بده میخوای نده
چرا خجالت بکشم یا بکنم رودربایسی؟ تومن چیه؟ قرون چیه؟ بهت بگم حضرت عباسی؟ شیکر بشه یه عباسی روغن بشه دو عباسی آدم پیر رو راست راستی وا بدارن به رقاصی حتی به اون هالو که شهر قصه رو خوب بلده من که دیگه رای نمیدم، میخوای بده میخوای نده
جـــرس: به گزارش منابع خبری، آریا آرام نژاد، هنرمند و فعال جنبش سبز، برای پرونده دوم خود، مجددا با دستبند و پابند به دادگاه آورده شد.
به گزارش کلمه، جلسه دفاعیه این هنرمند سبز بعلت اینکه وی در جریان موارد اتهامی اش نبود به جلسه دیگری موکول شد.
بر اساس این گزارش، آهنگهای صد سال دیگه، دلتنگی ، برای لمس آزادی و ترانه تلخ از جمله موارد اتهامی جدید این هنرمند جوان است. این آهنگ ها در مورد جنبش سبز است. دیدار با سید محمد خاتمی و مادر سهراب اعرابی هم یکی دیگر از موارد اتهامی آریا آرام نژاد است.
بر اساس این گزارش، آریا به رغم برخورداری از حق مرخصی و آزادی مشروط همچنان در بند سارقان زندان متی کلا به سر می برد.
آریا در بخشی از دفاعیه خود یاد آور شده است که"تجربه اخیر پنجاه و دو روزه زندان بعد از ۳۵ روز سخت انفرادی و حضور در بند سارقین برای من جریانِ گذاری را رقم زد ، گذار از واقعه به متن جامعه، حالا برای من نجات یک زندانی وتغییر مسیر او ،تغییر و بهبود مسیر جامعه است.خوب میدانم که سرنوشت همه ما به هم همبسته و وابسته است ."
گفتنی است، آبان ماه جاری، پنج مامور اداره اطلاعات استان مازندران با ورود به منزل این هنرمند جوان هوادار جنبش سبز در بابل، او را بازداشت کردند. این در حالی است که او در همین روز برای پیگیری پرونده خود در مرحله تجدیدنظر، به شهر ساری و دادگاه استان مازندران مراجعه کرده و در زمان هجوم ماموران، تازه از ساری برگشته بود.
دستگیری این فعال جنبش سبز با ضرب و شتم همراه بوده و ماموران در داخل منزل به آقای آرام نژاد دستبند زده اند. آنها همچنین ضمن تفتیش منزل، بخشی از دست نوشته های آریا و مدارک کاری و همچنین کامپیوتر شخصی او را نیز توقیف کرده و با خود بردهاند.
آریا آرام نژاد دو ماه پیش، از بند انفرادی بازداشتگاه شهید کچوئی اداره اطلاعات ساری به بند انفرادی زندان متی کلای شهرستان بابل منتقل شد. با توجه به شرایط زندان و وضعیت آریا خانواده وی از سلامتش ابراز نگرانی می کنند.
آریا آرام نژاد، هنرمند جوان و آهنگساز نامآشنای هوادار جنبش سبز است که پس از عاشورای ۱۳۸۸ ترانهای با عنوان «علی برخیز» منتشر کرد. او چندی بعد، در پی استقبال قابل توجه از این اثرش در فضای مجازی، در ۲۶ بهمن ماه ۱۳۸۸ توسط اداره اطلاعات بابل به اتهام اقدام علیه امنیت ملی دستگیر شد.
او پس از گذراندن ۳۵ روز انفرادی و زندان که تمام این مدت را در بند انفرادی زندانهای متیکلا شهرستان بابل و بازداشتگاه اداره اطلاعات شهرستان ساری سپری کرده بود، به قید وثیقه آزاد و در دادگاه انقلاب شهرستان بابل به نه ماه حبس تعزیری محکوم شد.
ترانه های سبز غوغای ستارگان، مرغ سحر و پاییز آمد که توسط شهید هدی صابر خوانده شده است
غوغای ستارگان متن ترانه:
امشب در سر شوری دارم امشب در دل نوری دارم
باز امشب در اوج آسمانم باشد رازی با ستارگانم
امشب یکسر شوق و شورم از این عالم گویی دورم
از شادی پر گیرم که رسم به فلک سرود هستی خوانم در بر حور و ملک
در آسمانها غوغا فکنم سبو بریزم ساغر شکنم
با ماه و پروین سخنی گویم وز روی مه خود اثری جویم
جان یابم زین شبها
ماه و زهره را بطرب آرم از خود بی خبرم ز شعف دارم
نغمه ای بر لبها
امشب در سر شوری دارم امشب در دل نوری دارم
باز امشب در اوج آسمانم باشد رازی با ستارگانم
امشب یکسر شوق و شورم از این عالم گویی دورم
مرغ سحر
متن ترانه:
مرغ سحر ناله سر كن
داغ مرا تازه تر كن
ز اه شر بار اين قفس را بر شكن و زير و زبر كن
بلبل پر بسته ز كنج قفس درا
نغمه ازادي نوع بشر سرا
وز نفسي عرصه اين خاك توده را پر شرر كن
ظلم ظالم جور صياد اشيانم داده بر باد
اي خدا اي فلك اي طبيعت
شام تاريك ما را سحر كن
نو بهار است گل به بار است
ابر چشمم ژاله بار است
اين قفس چون دلم تنگ و تار است
شعله فكن در قفس اي اه اتشين
دست طبيعت گل عمر مرا مچين
جانب عاشق نگه اي تازه گل ازين بيشتر كن
مرغ بيدل شرح هجران مختصر كن
عمر حقيقت بسر شد
عهد و وفا بي سپر شد
ناله عاشق ناز معشوق
هر دو دروغ و بي اثر شد
راستي و مهر و محبت فسانه شد
قول و شرافت همگي از ميان شد
از پي دزدي وطن و دين بهانه شد
ديده تر شد
ظلم مالك جور ارباب
زارع از غم گشته بي تاب
ساغر اغنيا پر مي ناب
جام ما پر ز خون جگر شد
اي دل تنگ ناله سر كن
از قوي دستان حذر كن
از مساوات صرف نظر كن
ساقي گلچهره بده اب اتشين
پرده دلكش بزن اي يار دلنشين
ناله بر ار از قفس اي بلبل حزين
كز غم تو سينه من پر شرر شد
پاييز آمد/ لابلای درختان/ لانه كرده كبوتر/ از تراوش باران/ میگريزد
خورشيد از غم/ با تمام غرورش/ پشت ابر سياهی/ عاشقانه به گريه/ مینشيند
من با قلبی/ به سپيدی روز/ میروم به گلستان/ همجو عطر اقاقی/ لابلای درختان/ مینشينم
شعر هستی/ بر زبانم جاری/ پرتوانم آری/ میروم در كوه و/ دشت و صحرا
رهپيمای/ قلهها هستم من/ در کنار یاران/ راه خود در توفان/ مینوردم
دركوهستان/ يا كوير تشنه/ يا كه در جنگلها/ رهنوردی شاد و/ پر اميدم
شاید روزی/ شعر هستی بر لب/ جان نهاده بركف/ راه انسانها را/ در نوردم
شعر هستی/ بودن و كوشيدن/ رفتن و پيوستن/ از كژی بگسستن/ جان فدا كردن در/ راه خلق است